تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


شهری گم شده!  

زنده به گور شدن ،زنده زنده جای نفس خاک را مزه کنی،سرفه های پیاپی،شهری بدون پرنده ،شهری زیر حجم غبار در نقشه دفن می شود،کسی نمی شنود،هیچ کس نمی بیند،حوزه ی دید در خود این شهر هم به زحمت به یک متر می رسد ،اینجا کدام غبار نمی گذارد فاجعه را ببینیم؟

ادامه مطلب  

شهری گم شده!  

زنده به گور شدن ،زنده زنده جای نفس خاک را مزه کنی،سرفه های پیاپی،شهری بدون پرنده ،شهری زیر حجم غبار در نقشه دفن می شود،کسی نمی شنود،هیچ کس نمی بیند،حوزه ی دید در خود این شهر هم به زحمت به یک متر می رسد ،اینجا کدام غبار نمی گذارد فاجعه را ببینیم؟

ادامه مطلب  

انرژی هسته ای در ایران  

کشورهای برخوردار از فن آوری اتمی که نگران دستیابی سایر کشورهای در حال توسعه به این فن آوری استراتژیک بودند، مبادرت به ایجاد ساختاری در زیر مجموعه سازمان ملل متحد نمودند تا از این طریق به کنترل دیگران بپردازند. در این بین پيمان های مختلفی از جمله پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای (NPT)، پيمان منع جامع آزمایش های هسته ای (CTBT)، معاهده منع سلاح های شیمیایی (CWC) و. .. طرح وبه تصویب رسید. ماهیت تمام پيمان های فوق به صورتی است که کشورها را به دو دسته داراه

ادامه مطلب  

 

هشتمین حجت باری تعال ع فرمودند خدا رحمت کند ان بنده ای که امر ما را زنده نگه میدارد ؛ سوال شد چگونه امر شما زنده می ماند ؟ فرمود ان که علوم ما را یاد بگیرد و به مردم یاد بدهد . کاش ما هم در حدی بودیم که تنها یک رفتار از اولیاء الله رو یاد میگرفتیم و درست انجام میدادیم تا بقیه هم تکرار کنن ؛ خیراتی می شد واسه رفته هامون. .

ادامه مطلب  

شهدا زنده اند...  



ادامه مطلب  

 

قد آغوش منی نه زیادی نه کمی
این حسیه که من به تو دارم
هرلحظه دارم بهت فکر میکنم، با اینکه تو حواست پرته زندگیته
گفتی طاقت بیار رفیق حالت خوب میشه
نمیتونم رفیق. حتی اگه زنده بمونم تا آخر عمرم دارم بهت فکر میکنم
گفتی مثل کازابلانکا، ولی تو نقش مرد اول فیلم رو داشته باش و من برعکس نقش زنه...
نمیتونم پسر، من یه دخترم، نه مرد، همیشه احساسم غالبه به فکرام. ازم همچین توقعی نداشته باش.
ولی صبر میکنم
تا تو رنجش نبینی
تا تو زندگیتو بسازی
بالاخره یه نفر با

ادامه مطلب  

 

قد آغوش منی نه زیادی نه کمی
این حسیه که من به تو دارم
هرلحظه دارم بهت فکر میکنم، با اینکه تو حواست پرته زندگیته
گفتی طاقت بیار رفیق حالت خوب میشه
نمیتونم رفیق. حتی اگه زنده بمونم تا آخر عمرم دارم بهت فکر میکنم
گفتی مثل کازابلانکا، ولی تو نقش مرد اول فیلم رو داشته باش و من برعکس نقش زنه...
نمیتونم پسر، من یه دخترم، نه مرد، همیشه احساسم غالبه به فکرام. ازم همچین توقعی نداشته باش.
ولی صبر میکنم
تا تو رنجش نبینی
تا تو زندگیتو بسازی
بالاخره یه نفر با

ادامه مطلب  

زندگی  

امروز روز عجیبی بود ، من خیلی وقته که دارم عوض میشم ! مجبورم همین رو بگم چون واقعا همش همه چیز داره عوض میشه بهتر و بهتر میشه ! راستش رو بخوای همه اتفاقاتی که بد به نظر میرسه برای من نتایج خیلی خوبی داشت همیشه، من آدم متوهمی نیستم ،من آدمیم که زنده ام و زندکی میکنم .
امروز با همه این تفاصیل روز عجیبی بود برای من ، مثل همیشه غافلگیر شدم ! 
خدایا ! اینا رو اینجا به این خاطر میگم چون نمیشه به کسی گفت ! به خودم میگم برای خودم این واژه ها رو تکرار میکنم .

ادامه مطلب  

زندگی  

امروز روز عجیبی بود ، من خیلی وقته که دارم عوض میشم ! مجبورم همین رو بگم چون واقعا همش همه چیز داره عوض میشه بهتر و بهتر میشه ! راستش رو بخوای همه اتفاقاتی که بد به نظر میرسه برای من نتایج خیلی خوبی داشت همیشه، من آدم متوهمی نیستم ،من آدمیم که زنده ام و زندکی میکنم .
امروز با همه این تفاصیل روز عجیبی بود برای من ، مثل همیشه غافلگیر شدم ! 
خدایا ! اینا رو اینجا به این خاطر میگم چون نمیشه به کسی گفت ! به خودم میگم برای خودم این واژه ها رو تکرار میکنم .

ادامه مطلب  

نشود  

نشود پیر شویدور چشمان تو که میگردم,بس تاریک شودنکند بغض کنیآخر آن کیست تو را بغض دهد,اشک تو را پاک کند؟نروی گم بشوینروی گم بشوی,نروی ..
بشود ناز کنیترک آن شهر کنی,زنده شوم تا خود فردا بپرمبکند گر خبری از تو مراصد برابر بدهم مژده شداد وراشود آیا بزدایم این بارگرد این کهنه غمت,از روی قاب عینکت
نشود پیر شویدور چشمان سیاه تو, تشنه شومگرد پیری نکند موی تو گیردبه خدا تاب ندارم دیگر
همه جانم بجز این چشم ها میگریدنکند خشک شود چشمانم؟ به در این خانهنکن

ادامه مطلب  

زمستان.  

زمستان فصل عریان باغچه و درختان جنگلها؛ فصل شاهکار خداوند؛ میراندن کل زمین و سپس زنده ساختنش.فصل نمایش همه ساله ی خداوند برای زنده کردن دوباره. فصل معجزه ی خداوند برای تمام دوران تا وعده هایش را جدی بگیرند و فرمایشاتش را بکار گیرند. فصل عکس گرفتن های متفاوت و فصل خوش لباستر بودن مبارک.                                                                                   
                                                        ☔  

ادامه مطلب  

۲۲۳_بمان...  

نزدیک می شوم به آهکه می روی از من و ،تمام شب، بی تو بی ماه می شود...که چشم بر هم می گذاری و...تمام عمر، بی تو بی راه می شود...نزدیک می شوی به کم!که می روی به ماتم و...تمام آسمان ما،سیاه می شودتمام جان ما همیشه آه می شود...بمان ، بمان ،بمانبه آسمان بمان...به بیکران جان من بمان...پ.ن یک:بمان و بخوان و بماندنم بیفافزا...پ .ن دو:شعر جنون است، مرز بی قراریست، آخرین التیام است...پ.ن سه:با من بمان که ماندنت مثل کلاس اول ابتدایی، دبستان کرامت خضر، دلچسب است...مثل زند

ادامه مطلب  

۲۲۳_بمان...  

نزدیک می شوم به آهکه می روی از من و ،تمام شب، بی تو بی ماه می شود...که چشم بر هم می گذاری و...تمام عمر، بی تو بی راه می شود...نزدیک می شوی به کم!که می روی به ماتم و...تمام آسمان ما،سیاه می شودتمام جان ما همیشه آه می شود...بمان ، بمان ،بمانبه آسمان بمان...به بیکران جان من بمان...پ.ن یک:بمان و بخوان و بماندنم بیفافزا...پ .ن دو:شعر جنون است، مرز بی قراریست، آخرین التیام است...پ.ن سه:با من بمان که ماندنت مثل کلاس اول ابتدایی، دبستان کرامت خضر، دلچسب است...مثل زند

ادامه مطلب  

آتش نشانان قهرمان  

صبح ک این خبرو شنیدم خیلی ناراحت شدم.. از اون موقه کانالو عوض نکردم و همش شبکه خبرو میبینم..
من هنوزم امید دارم اینایی ک زیر آوارن زنده باشن

ادامه مطلب  

نیچه  

از لحظه اى كه بشر توانست وقایع
را ثبت كند؛
دیگر نه عصا مار شد
نه دریا شكافته شد،
نه ماه به دو نیم
تقسیم شد،
نه كودكى بدون پدر متولد
شد،
نه مرده اى زنده شد،
نه انسانى
در دل ماهى رفت،
نه شترى از دل كوه بیرون آمد،
نه آتشى گلستان شد،
نه
كسى سوار بر قالیچه پرواز كرد و نه
پیامبرى ظهور كرد.
 
اما حماقت ها
همچنان ادامه دارد.

ادامه مطلب  

شبیه عطر و بوی پوست پرتقال سوخته روی بخاری وسط یه روز برفی  

اشتباه نمی کنم.اصلاً شبیه به یک خواب یا خیالات ساخته به دست خودم نبود.همه چیز زنده بود و واقعی.واقعی و زنده تر از همیشه.خبر داشتم که چیز زیادی به رسیدن روزهای رفتن تو باقی نمونده و تو هم از شنیدن اینکه "دوست دارم و دلم می خواد اگه بشه قبل رفتن حتما ببینمت"هیچ ناراحت نشدی و همین طور صدای حوا خانم رو می شنیدم که می گفت"آره جالبه.جالبه که توی چهل سالگی یه جوری باشی غیر از بقیه.توی بیست سالگی که همه شاعرن."
برای تو از روزهایی گفتم که هر چند نتونستم کا

ادامه مطلب  

شبیه عطر و بوی پوست پرتقال سوخته روی بخاری وسط یه روز برفی  

اشتباه نمی کنم.اصلاً شبیه به یک خواب یا خیالات ساخته به دست خودم نبود.همه چیز زنده بود و واقعی.واقعی و زنده تر از همیشه.خبر داشتم که چیز زیادی به رسیدن روزهای رفتن تو باقی نمونده و تو هم از شنیدن اینکه "دوست دارم و دلم می خواد اگه بشه قبل رفتن حتما ببینمت"هیچ ناراحت نشدی و همین طور صدای حوا خانم رو می شنیدم که می گفت"آره جالبه.جالبه که توی چهل سالگی یه جوری باشی غیر از بقیه.توی بیست سالگی که همه شاعرن."
برای تو از روزهایی گفتم که هر چند نتونستم کا

ادامه مطلب  

قضيه دين اسلام  

عجب حرفی زده این نیچه! از زمانی ڪه بشر توانسٺ وقایع را ثبٺ و ضبط ڪند،
دیگر
نه عصا مارشد نه دریا شڪافٺ نه ڪودکی بی پدر متولد شد نه مرده ایی زنده شد نه انسانی در دل ماه رفٺ نه انسانی با حیوان سخن گفٺ نه انسانی سوار بر قالیچه پرواز ڪرد نه اٺشی گلستان شد نه پیامبری ظهور کرد!!!!!بنیامین نورى

ادامه مطلب  

رقص مردگان  

و دوش در میان خوابی مبهم به واضح مردگانی  میرقصند , واپسین بیداریش خود را باز هم در خواب دیدم 
بیاد ندارم انگاه که تو در توی این خواب ها را میشکافتم در کدامیین شروع بیدار بوده ام 
یا این که بکدامین قصه به خواب رفته بودم  
از خوابی به خواب میرفتم در هوس بیداری ,خواب را محکوم به خود کردم 
تا که در خوابی دیدم مردگانی از من,  به رقص امده اند 
شادمان بودم از انکه میرقصیدند 
جوان بودند و دل پیرم را جلایی میدادند 
اما گوشه ای خوابم پیری نشسته بود و صدا

ادامه مطلب  

رقص مردگان  

و دوش در میان خوابی مبهم به واضح مردگانی  میرقصند , واپسین بیداریش خود را باز هم در خواب دیدم 
بیاد ندارم انگاه که تو در توی این خواب ها را میشکافتم در کدامیین شروع بیدار بوده ام 
یا این که بکدامین قصه به خواب رفته بودم  
از خوابی به خواب میرفتم در هوس بیداری ,خواب را محکوم به خود کردم 
تا که در خوابی دیدم مردگانی از من,  به رقص امده اند 
شادمان بودم از انکه میرقصیدند 
جوان بودند و دل پیرم را جلایی میدادند 
اما گوشه ای خوابم پیری نشسته بود و صدا

ادامه مطلب  

سوگند نامه  

بسم الله الرحمن الرحیم
ای خدای بزرگ ! 
دراین لحظه ی باشکوه و به یادماندنی  با تو پيمان می بندم ، که همیشه به فرمانت
عمل کنم ، و از راه نورانی تو منحرف نشوم .
ای خدای مهربان !
تو را سپاس می گویم ، که دعوتم کردی و با تو پيمان می بندم که بنده ی خوبی برایت باشم .
بارالها!
به من سلامتی و پاکی دادی، پس با تو پيمان می بندم که خودم را به گناه نزدیک نکنم .
الهی !
به من پدر و مادر با ایمان عطا کردی ، با تو پيمان می بندم همیشه قدردان آنها باشم .
مهربانم !
دراین

ادامه مطلب  

 

صورت مهربونت همش جلو چشامه
همه جا تورو میبینم
شب بیادت میخوابمو صبح بیادت بیدار میشم
تا آخرین لحظه عمرم عاشقت میمونم
بی نهایت دوستت دارم
فقط به این زنده ام که ی روزی ی جا دوباره ببینمت
دوباره به لطف خدا باهم باشیم
عاشق باشیم
و باهم بمیریم

ادامه مطلب  

 

صورت مهربونت همش جلو چشامه
همه جا تورو میبینم
شب بیادت میخوابمو صبح بیادت بیدار میشم
تا آخرین لحظه عمرم عاشقت میمونم
بی نهایت دوستت دارم
فقط به این زنده ام که ی روزی ی جا دوباره ببینمت
دوباره به لطف خدا باهم باشیم
عاشق باشیم
و باهم بمیریم

ادامه مطلب  

یلدا...  

زندگی همه اش بد نبود،روزهای خوبی هم داشتکه نیامدند...!
--- ---- ---- -
آدم ها می آیند، زندگی می کنندمی روند و می میرند!اما فاجعه زندگی  آن هنگام آغاز می شود که آدمی می رود ...
اما نمی میرد! می ماند...نبودش در بودن تو چنان ته نشین می شود که تو می میری!در حالی که زنده ای!
یلدا اومد و ما هنوز منتظر دعوتیم...
انسان ها چقدر ب خود مشغولند
 

ادامه مطلب  

یلدا...  

زندگی همه اش بد نبود،روزهای خوبی هم داشتکه نیامدند...!
--- ---- ---- -
آدم ها می آیند، زندگی می کنندمی روند و می میرند!اما فاجعه زندگی  آن هنگام آغاز می شود که آدمی می رود ...
اما نمی میرد! می ماند...نبودش در بودن تو چنان ته نشین می شود که تو می میری!در حالی که زنده ای!
یلدا اومد و ما هنوز منتظر دعوتیم...
انسان ها چقدر ب خود مشغولند
 

ادامه مطلب  

خدای سیاهی‌ها ...  

از صبح نشسته‌ام کنار شومینه و نوشته ام … نوشته‌ام و اشک ریخته‌ام و نفس نکشیده‌ام … خالی خالی خالی از انرژی‌ام . می‌خواهم بخوابم ، هزار سال … اگر افسانه‌ها و اسطوره‌های کوفتی دنیا، خدایی به اسم خدای سیاهی می‌داشت، باید اسمش را می‌گذاشتند « پریود »‌… من هرماه می‌میرم و زنده می‌شوم. یک هفته‌ی کامل می‌میرم و قطره‌قطره زنده می‌شوم و هربار کمی از روح و روان و جسمم دیگر به زندگی برنمی‌گردد …به اندازه‌ی تمام نفس‌هایی که نمی‌توانم بک

ادامه مطلب  

 

یه روز به خودت میای
میبینی راحت رد شدی
میبینی که دیگه دستت نمیلغزه رو اسمش
یه وقتایی بدون اونکه بفهمی
می بُری
و وقتی به خودت میای 
که قلبت رو به کشتن دادی
این حالت یه ادم میانساله
میانسالی تو بیست سالگی !
 
+ از تو مرا امیدی شفا نیست
شاید امامزاده بعدی
من زنده ام که دوست بدارم
لطفا حرامـــزاده بعـــدی

ادامه مطلب  

صبح شد .....شوق نمازم نیس  

شوق  .....ارامش ....لبریزی از عشقت      .........   دیگر ندارم.....
من گناهکارم .....
دیگه معنی قنوت و سجده را نمیفهمم ......دیگر نگاهم نمیکنی ........
من عاقل نیستم ک هیچ ...بلکه دیوانه ام .....دیوانه ای ک تا عمق لجن زار رفته .....
همیشه تنها طلب بودم .....اما میون تنهاییم تو بودی ک زنده موندم....تنهام نزار ک به تو نیاز دارم.......
جایی در وجود پاکت برای من لجن داری.......خدایا...........؟؟؟؟؟؟

ادامه مطلب  

با عشق پریشانم و بی عشق پریشان (۲۱۳)  

دردی شده بغضی که گرفته ست گریبانبا عشق پریشانم و بی عشق پریشانابری شده این ذهن پریشان فقط درداین حنجره ی خیس لبالب نم باراندست من و دامان پر از حادثه ی عشقیوسف ته یک چاهِ پر از حسرت کنعانای کاش که می شد برسد بر لب ساحلکشتی به دام آمده ام در دل طوفاندیوانه شدم یا که شدی حضرت معشوقپیغمبر در آینه ها آینه گرداندیدم من کافِر فقط از معجزه ی عشقدر پیچ و خم موی شما پرتو ایمانپيمان شکنی کردی و رفتی به سلام

ادامه مطلب  

با عشق پریشانم و بی عشق پریشان (۲۱۳)  

دردی شده بغضی که گرفته ست گریبانبا عشق پریشانم و بی عشق پریشانابری شده این ذهن پریشان فقط درداین حنجره ی خیس لبالب نم باراندست من و دامان پر از حادثه ی عشقیوسف ته یک چاهِ پر از حسرت کنعانای کاش که می شد برسد بر لب ساحلکشتی به دام آمده ام در دل طوفاندیوانه شدم یا که شدی حضرت معشوقپیغمبر در آینه ها آینه گرداندیدم من کافِر فقط از معجزه ی عشقدر پیچ و خم موی شما پرتو ایمانپيمان شکنی کردی و رفتی به سلام

ادامه مطلب  

رهایی از استرس  

خب امروز بعد از یک هفته استرس و هیجان بالاخره پایان هفته خوبی شد... و یک شب راحت می تونم بخوابم.. هرچند این راحتی موقتی هم باشه ولی خیلی می چسبه...کلا آدمی که آزادی نداشته باشه هیچی نداره.
حالا این آزادی میخاد توی هرچیزی باشه... انسان به آزادی زنده ست...

ادامه مطلب  

 

خدایا!من با این همه دلگیری چیکار کنم؟!با این همه دلشکستگی...خدایا!داری میبینی دیگ؟!بهم حق میدی؟!خدایا!من اونقدری ک فکرشو میکردم قوی نیستم، اونقدر صبور نیستم، دیگ نمیکشم...همیشه میگفتم وقتی خبر ازدواجشو بشنوم فراموشش میکنم، گفتم بمیرمم فراموش میکنم، ولی الان چی، الان ک فهمیدم داره ازدواج میکنه چرا انقد داغونم، چرا نمیتونم از ذهنم بیرونش کنم، چرا انقد دلتنگشم، چرا هنوزم دوسش دارم...خدایا!میدونم دوست داشتن ی آدم متعهد چقدر بیشرمانست، میدونم

ادامه مطلب  

 

آروم قدم برمی دارم  دلیلی برای عجله وجود نداره...
صدام هم که درنمیاد حرفی برای زدن وجود نداره...
دوروبرم هم حتی نگاه نمی کنم آخه کسی برای دیدن وجود نداره...
بعضی اوقات نفسم هم بالانمیاد چون هوایی برای دمیدن وجود نداره...
شنیدین میگن یکی مرد بعد زنده شد ودیگه آدم خوب و خوشحالی نبود احساس بی روحی همون آدمودارم.
کالبدبدون روح که نباید زنده باشه...؟پس چرا؟
 
 
امروز سر اتاق عمل سزارین بودیم دیروز هم هیسترکتومی . خوش ب حال همین هوشبری ها اخه متخصص های ب

ادامه مطلب  

 

باز امروز زنده شدم. البته سرظهر
البته خجالت کشیدم، عادت کردم این چندروز تا این موقع بخوابم
خجالت کشیدم از خودم. از خونوادم. از پدرم مادرم
من که اینقدر از همه طلبکارم، یکم خودمو به سختی بدم و تلاش کنم
از فردا زودتر بیدار میشم
ولی امروز از وقتم استفاده کردم و مطالعه
و به اون فکر کردم
خدایا میسپارمش به خودت
 

ادامه مطلب  

 

باز امروز زنده شدم. البته سرظهر
البته خجالت کشیدم، عادت کردم این چندروز تا این موقع بخوابم
خجالت کشیدم از خودم. از خونوادم. از پدرم مادرم
من که اینقدر از همه طلبکارم، یکم خودمو به سختی بدم و تلاش کنم
از فردا زودتر بیدار میشم
ولی امروز از وقتم استفاده کردم و مطالعه
و به اون فکر کردم
خدایا میسپارمش به خودت
 

ادامه مطلب  

سهراب خلجي  

خواب دیدم شده ای عاشق و دلبند به منهمه رفتند ولی شخص تو پابند به من
موج گیسوی تو شد شرح پریشان دلمعشق را هدیه كند صاحب ترفند به من
حال گریان مرا لطف كسی خوب نكرد تا رسیدی و نگاهی پر لبخند به من
بازهم یاد توأم با غزلی در دل شبچون غزل آمده از سوی خداوند به من
همه جا از تو سرودم که به من خیره شوی خوب دانند كه نامت شده پسوند به من
خواستم در غزلم یاد تو را زنده كنمگفت بیدار شو این خواب هنرمند به من
عشق در خاطر من خاطره ای بیش نبودخواب دیدم شده ای عاشق و

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام