تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

هنرمندم اگر با دست خالی زندگي كردم
اگر یك لحظه ام را چند سالی،زندگي كردم
پریشان می شوم از اینكه با لبخند مجبورم
به آدم ها بگویم - آه - عالی زندگي كردم
به چشمم آشنا می آید این انسان ناخوانده
لباسی را كه در آن احتمالی،زندگي كردم
زمستان آمد و از آسمان گنجشك می ریزد
زمستان رفت و با آشفته بالی زندگي كردم
قلم،دفتر،غزل،شاعر،غزل،شاعر،قلم،دفتر
تمام لحظه هایم را خیالی زندگي كردم
خیالی زندگي كردم كه دائم فكر میكردم-
-هنرمندم
اگر
با دست خالی زندگي كردم!

ادامه مطلب  

مشکلات زندگی  

*مشكلات زندگي چون حیوان درنده است...*
اگر فرار كنی میدانند كه ترسیدی ودنبالت میكنند...
واگر جلوش بایستی ومبارزه كنی از تو دست بر می دارند ومیروند...
*این جمله را همیشه به یاد داشته باش:*
مشكلات زندگي مبارزه ما را می طلبد نه خشم ما وفرار ما را..

ادامه مطلب  

انتخاب زندگي شاهانه يا مرگ شاهانه!  

نثر باستانی پاریزی،از جمله نثرهایی سلیس، روان و شیرینی ست که از خواندنش لذت می برم در کتاب نان جو و ...  از قول مرحوم عصار آورده است: کسیکه زن دارد مثل سگ زندگي میکند و مثل شاه می میرد، و  آن کسی که زن ندارد، مثل شاه زندگي می کند و مثل سگ می میرد!

ادامه مطلب  

 

چرا حالم بهتر نمی شود!
چرا این پشیمونی رخت از زندگي ام بر نمی بندد!چرا این واژه ملعون و نگون بخت"ای كاش" دست از سرم بر نمی دارد...چرا این واژه لجام گسیخته "پشیمانی" خیمه سنگین اش را از سر زندگي تاریكم نمی كند!مگر نه این است كه هر شكستی مقدمه یك پیروزی است!بعد از تو كدام پیروزی !؟ كدام برد!؟ كدام زندگي!؟فكر می كنم تو تنها شكستی هستی كه موخره پیروزی بودی نه مقدمه اش! بهتر بگویم!تو با هجومت تمام پیروزی های زندگي ام را شكست دادی!

ادامه مطلب  

تولد  

    15 مهر زا روز سهراب مبارک
  زندگي رسم خوشایندی است
زندگي بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگي چیزی نیست كه لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود
زندگي جذبه دستی است كه می چیند
زندگي نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است
زندگي بعد درخت است به چشم حشره
زندگي تجربه شب پره در تاریكی است
زندگي حس غریبی است كه یك مرغ مهاجر دارد
زندگي سوت قطاری است كه درخواب پلی می پیچد
زندگي دیدن یك باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشك به فضا
لم

ادامه مطلب  

مقايسه  

همین الان یه جایی خوندم كه "آرزو نكن جای كسِ دیگه ای بودی، آدما بزرگ ترین مشكلاتشون رو به هیچكس نمی گن."
و "باطن زندگي خودت رو با ظاهر زندگي كسی مقایسه نكن."
و باز هم اینكه "آواز دهل از دور خوش است."
خودمو میذارم جای كسی كه فقط عكسای اینستاگرام منو میبینه. از چشم اون من عجب زندگي دارم! اونوقته كه منم دلم میخواد جای خودم بودم!!!
یك سال دیگه گیرم. و دلم گیر تر. 

ادامه مطلب  

هدف علم جغرافيا: راهنمايي انسان – كمك به او در زندگي(کاردانش وفنی وحرفه ای  

- هدف علم جغرافیا: راهنمایی انسان – كمك به او در زندگي 4- كاربرد مهم دانش جغرافیا: تعیین مكان مناسب برای زندگي و فعالیت 5- مزیت عكس‌های هوایی: ارائه‌ی تصویر همه جانبه از محیط 6- محیط طبیعی در كل چگونه مجموعه‌ای است؟ متعادل 7- وظیفه‌ی انسان ضمن زندگي در محیط چیست؟ برخورد آگاهانه با محیط از طریق شناخت پدیده‌ها و كشف روابط آن‌ها.
 

ادامه مطلب  

زندگی میگذرد..!  

زندگي گاه به كام است و بس است زندگي گاه به نام است و كم استزندگي گاه به دام است و غم است چه به كام و چه به نام و چه به دام،
زندگي معركهٔ همت ماست،.. زندگي میگذرد..
زندگي گاه به نان است و كفایت بكندزندگي گاه به جان است و جفایت بكندزندگي گاه به آن است و رهایت بكند چه به نان و چه به جان و چه به آن،
زندگي صحنه بی تابی ماست، ..زندگي میگذرد.. زندگي گاه به راز است و ملامت بدهدزندگي گاه به ساز است و سلامت بدهدزندگي گاه به ناز است و جهانت بدهد چه به راز و چه به س

ادامه مطلب  

Topic 208  

نور ،،،
نور چیست ؟
پرتوهایی كه به هر سو منتشر و باعث میشود چشم قادر به درك اجسام گردد. نور حقیقت اشیا را آشكار می كند. نور زیبایی و زشتی را تمیز میدهد . 
نور نباشد تاریكی و ظلمت بهانه می شود برای گمراهی و جهل
می دانی جان من ...
تو نور زندگي ام بودی ، پرتوهای وجودت هرجا كه بودی دلیل درك زندگي میشد. تو حقیقت زندگي را معنا می كنی. معیار زیبایی بودی تا زیبایی معنا پیدا كند.
نور من ، نبودی ، نبودی ، نبودی تا من با جهل خویش تنها بمانم. و همان چند ساعت در نبو

ادامه مطلب  

 

به قدر كافی زن نبودم تا دامن چین دار و كفش های پاشنه بلند بپوشم 
و تق تق ، با سر و  صدا در زندگي ات بمانم .
كفش های كتانی ام را پوشیدم ، كوله پشتی ام را كه از بغض هایم پر شده بود برداشتم
و آرام و بی صدا از زندگي ات بیرون رفتم .
 
تمام  
 
 

ادامه مطلب  

 

 
 روانشناسی‌ و زندگي
در دنیای‌ ماشینی، در شهرها و در میان‌ انسان‌ها گاهی‌ افراد خود را در مقابل‌ رویدادها و اتفاقات‌ كوچك‌ و بزرگ‌ ناتوان‌ می ‌پندارند؛ به همین دلیل احساس‌ بیهودگی‌ می‌ كنند و توان‌ درست‌ فكر كردن‌ و درست‌ ارتباط‌ برقرار كردن‌ با خود و دیگران‌ را از دست‌ می ‌دهند، و به‌ عبارتی‌ ارتباط‌ با زندگي‌ - زندگي‌ به‌ مفهوم‌ رشد و سازندگي‌ - را از دست‌ می‌ دهند.
برای‌ این‌ كه‌ بتوانیم‌ ارتباط‌ با زندگي‌ را به‌ ص

ادامه مطلب  

علي پورغلام  

" ای حضرت بانو "
#نمی دانستی چه بی پروا عاشقت بوده #ام ،
چطور با عشقت زندگي می كرده #ام ،
چگونه زندگي ام را با تو می ساخته #ام ،
وچه دیوانه وار برایت فدا می شده #ام ،
حال می گویم،:
خوشا به حال #دیگری،
#تو نمی دانستی ،...
#خدا هم #نمی دانست ؟؟؟؟؟!!!...
#علی_پورغلام

ادامه مطلب  

تو اين شب هاي سرد، ديگه بايد يه كاري كرد...  

این كه دلم میخواد ازت بنویسم ولی عقلم نمیذاره، معنی خوبی نمیده. تو چشمای نافذی نداری، پول آنچنانی یا هیكل خاصی نداری، قد بلندی نداری یا نمیدونم شایدم داشته باشی ولی این چیزهایی نبود كه توی این برهه از زندگي م بتونه چشم منو بگیره. ٢٤ سالگی به بعد دوران احمقانه ایه چون ممكنه بی نهایت دلت برای یكی غنج بره ولی مجبور باشی عاقلانه رفتار كنی. مثلا ممكنه شماره تماسش رو داشته باشی، آدرسش رو داشته باشی، تاریخ تولدش رو بدونی، شناسه ش توی تمام شبكه های

ادامه مطلب  

خودكشي  

یك روز صبح بیدار كه می شوی برف آمده است. نه توی كوچه و خیابان. توی یك تكه از زندگي ات برای همیشه!  ان تكه یخ زده گوشه ی دلت و دیگر هیچ چیز مثل سابق اش نیست. اینجا تو رفته ای و هر روز برف سنگینی چشمانم را كه باز می كنم سرازیر می شود  توی  تمام سرم و شب هم توی خواب یقه ام را سفت تر میگیرد. 
 
تو رفته ای و رفتنت  بی رحمانه ترین  روز برفی زندگي من بود! 

ادامه مطلب  

زندگي و دستهاي خدا  

زندگي،  دویدن بر روی میدان مین است كه در پس و پیشِ جاری شدن سیل  و بوی تند گوگرد از آتشفشانی نیمه فعال قرار گرفته  و آرامش،  خیال و تصور ساحلی امن و دامنه ای سر سبز است ، شادی زندگي تنها احساس دستانی است كه شانه های ما را هُل می دهد به سمت رسیدن و لقاء ، پای رفتن و دویدن و فرار را اگر قوّت دستان او نباشد ، انفجار هر حادثه ای ممكن است
آنان را به زانو درآورد. شادی؛ حكم دستان اوست  بر احساس شانه های ما
شانه های خسته، كه  گاهی بار گناه، ترس و ندانستن

ادامه مطلب  

 

گاهی در زندگي لازمست از خودت عبور كرده باشی
       تا بتوانی با تمام وجود 
همراه كسی باشی و با هم به موفقیت دست پیدا کنید...     
مهم نیست این موفقیت 
بنام چه كسی ثبت شود
مهم آن ارزشی ست 
كه بخاطر آن در كنار هم باشید ...           
ارزشها 
     لحظاتی را در زندگي میسازند 
                   كه فناناپذیرند.
به ارزش های خود 
        و همراهانتان واقف باشید 
و به آنها اهمیت دهید 
          تا بسازید آنچه راكه 
حتی شاید سخت ترین جلوه كند ! 
طعم تلاش و تجربه در

ادامه مطلب  

 

بعضی روزا كه تا موهام درون سیاهی عمیق فرو میرم صورتمو میذارم روی بالش و تمام راه های نرفته رو میرم و بر میگردم . تمام قفل چند ساله های كهنه ی زنگ زدن ی درب های امید رو باز میكنم . حتی گاهی به جای  شخصیت های كتاب ها زندگي میكنم . به جای شخصیت هایی كه همه میگن وجود نداره و من مطمئنم یه جایی توی این كره ی خاكی زندگي میكنن و به اندازه ی تمام كلماتی كه توصیفشون كرده شاد میشن و رنج میكشن....گاهی هم جای خودم زندگي میكنم . جای شخصیت خودم كه شاید یك جا یك نویس

ادامه مطلب  

روسيه  

نمیدونی الان تو ارامشی ام 
میخوام توش صد سال زندگي كنم 
واقعا ارومه جلوم كلی بارون داره میاد و ادم ها دارن رد میشن و من یه اهنگ اروم گوش میدم و صبحانه میخورم در قلب سن پترزبورگ به زندگي اینجا عادت كردم ولی باید برم ایران 
داره تموم میشه

ادامه مطلب  

مقاله در مورد جهان هاي موازي  

جهان های موازی
آیا نسخه دومی از شما ، یك رونوشت از خود شما وجوددارد كه همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟آیا شخصی دیگر با اینكه شما نیست، روی سیاره ای به نام زمین با كوه های مه گرفته ، مزارع حاصل خیز و شهرهای بی در و پیكر در منظومه خورشیدی كه هشت سیاره دیگر نیز دارد، زندگي می كند؟آیا زندگي این شخص از هر لحاظ درست عین زندگي شما بوده است؟اگر جوابتان مثبت است ، شاید در این لحظه او تصمیم بگیرد این مقاله را تا همین جا رها كند در حالی كه شما به خو

ادامه مطلب  

دوربينتو عوض كن!  

انگار همه چیز بهم ریخته، زاویه دید فعلیم بدترین زاویه ایه تا حالا برای نگاه كردن به زندگي داشتم،همه چیز خیلی بزرگ و غیرقابل مهار هستن،انگار كه زندگي بیش از اندازه واقعیه،انگار زووم دوربین انقدری زیادی ك معلوم نیست دارم از چی عكس میگیرم.

ادامه مطلب  

 

بسم الله الرحمن الرحیم
امان از فشارهای روانی
 
ارتباط‌ بازندگي
در دنیای‌ ماشینی، در شهرها و در میان‌ انسان‌ها گاهی‌ افراد خود را در مقابل‌ رویدادها و اتفاقات‌ كوچك‌ و بزرگ‌ ناتوان‌ می ‌پندارند؛ به همین دلیل احساس‌ بیهودگی‌ می‌ كنند و توان‌ درست‌ فكر كردن‌ و درست‌ ارتباط‌ برقرار كردن‌ با خود و دیگران‌ را از دست‌ می ‌دهند، و به‌ عبارتی‌ ارتباط‌ با زندگي‌ - زندگي‌ به‌ مفهوم‌ رشد و سازندگي‌ - را از دست‌ می‌ دهند.
برای‌ این‌

ادامه مطلب  

 

و مردن  همانقدر پاورچین پاورچین و بی صدا به سراغ ادم می اید كه بسته شدن نطفه ی یك زندگي ....
و تو می مانی حیران بین مبدا  نمی مانی و مقصدی كه نمی دانی  وقتی  به  اخر راه می رسی
بر می گردی به راهی كه امده ای نگاه می كنی  و پوز خند میزنی به زندگي كه برایش مرگ را ریشخند كرده ای.

ادامه مطلب  

دل نوشته  

پنج ساعت زندگي در زیر سایه جنگ
در شب دهم عاشورا زیارتگاه سخی را مورد حمله قرار دادند ما در چند قدمی زیارتگاه سخی زندگي داریم٬ دسترخوان را پهن کرده بودیم که صدایی انفجار و فیر گلوله ازمحوطه سخی شنیده شد٬ دیگر نفهمیدم که هیچ نان خوردیم و یا خیر٬ این دوم بار بود که به این اندازه ترس و وحشت زده شده بودم٬ یک بار در حادثه دوم اسد در دهمزنگ و این بار در نزدیکی حادثه شب دهم عاشورا در زیارتگاه سخی.

ادامه مطلب  

یک اندرز  

از افلاطون پرسیدند:شگفت انگیزترین رفتار انسان چیست؟
پاسخ داد:
'از کودکی خسته می شود،برای بزرگ شدن عجله می کند و سپس دلتنگ دوران کودکی خود می شود!
ابتدا برای کسب مال و ثروت از سلامتی خود مایه می گذارد،سپس برای بازپس گرفتن سلامتی از دست رفته پول خود را خرج می کند.
طوری زندگي می کند که گویی هرگز نخواهد مرد و بعد طوری میمیرد که گویی هرگز زندگي نکرده است!
آنقدر به آینده فکر می کند که متوجه ازدست رفتن امروز خود نیست ،در حالی که زندگي گذشته یا آینده ن

ادامه مطلب  

گاهی به همین سادگی میمیریم  

میشه مُرد!!نه؟اصلا چه اهمیتی داره كه چه جوری میشه مُرد...!فقط میشه دیگه زندگي نكرد...میشه هرروز صبح ،منتظر (صبح بخیر)هایش نبودیا هرشب ....میشه دیگه اسمشو صدا نكرد!!كه نگه بسه دیگه اه ....میشه دیگه قربون صدقش نرفت ..میشه دیگه به این فكر نكنی كه با چی خوشحال میشد......میشه زندگي نكرد نه؟؟؟اصلا سخت نیس!!میشه مُرد.....میشه پایان داد به قصه ای كه فكر میكردی پایانش خیلی قشنگتر از این حرفاس.....میشه قربون صدقش بری ولی دیگه صداتو نشنوه...میشه هی نگاهش كنی ولی نفهم

ادامه مطلب  

زندگي با خاطري آسوده  

[ در راستای عكسی كه پر از غم كارگری خسته بود در حالیكه درست زیر بنر تبلیغاتی بزرگی ایستاده بود كه رویش نوشته بود: زندگي با خاطری آسوده ]    
 
بعد از  فقط دو ماه استخدام ، بی حساب اخراجت میكنند. بی حساب، باید آسوده خاطر باشی! زیر آفتاب داغ تیر، منتظر تاكسی های هفت تیر، پوستت تیره می شود. كلافه وار باید آسوده خاطر باشی! جیب هایت را بارها میگردی برای هندوانه ای ك امشب بعد از افطار  عطشت را بدزدد و شیرینی اش بین شیرین كاری های پسرت گم شود. با همین فكر

ادامه مطلب  

زندگی نامه نیما یوشیج  

نام اصلی: علی اسفندیاریزمینهٔ کاری: شاعر، نویسنده، منتقد و نظریه‌پرداز ادبیزادروز: پنج شنبه ۲۱ آبان ۱۲۷۶ - یوش، بخش بلده، شهرستان نور، مازندرانمرگ: ۱۳ دی ۱۳۳۸ - شمیران، تهرانمحل زندگي: یوش، تهران، آستاراجایگاه خاکسپاری: امامزاده عبدالله تهران - سپس در حیاط خانه‌اش در یوشلقب: پدر شعر نوبنیانگذار: شعر نیماییتخلص: نیما
علی اسفندیاری، مردی كه بعدها به «نیما یوشیج» معروف شد، ...

ادامه مطلب  

آشو2  

از این لحظه به بعد خودتان را علت زندگي و دنیای خود بدانید. 
منظور از جویندگی همین است؛
پذیرفتن كل مسئولیت زندگي خود. 
فلاكت علت بیرونی ندارد. 
علت آن درونی است!
 در حالیكه شما پیوسته مسئولیت را به عامل بیرونی نسبت می دهید. عامل بیرونی فقط یك بهانه است. 
فلاكت از دنیای بیرون می آید، اما دنیای بیرون آنرا خلق نمی كند. 
وقتی كسی به شما اهانت می كند، اهانت از بیرون می آید،‌ اما خشم در درون شماست. 
خشم در نتیجه اهانت بوجود نیامده است و معلول اهانت نی

ادامه مطلب  

انعكاس صدا  

پدر وپسری در كوه قدم می زدند كه ناگهان پای پسر به سنگی گیر كرد و به زمین افتاد و داد كشید: (( آآآآی ی ی))!! صدایی از دور دست آمد: ((آآآآی ی ی))!!! پسر با كنجكاوی فریاد زد: ((كه هستی؟)) پاسخ شنید: ((كه هستی؟)) پسر خشمگین شد و فریاد زد: ((ترسو!)) باز پاسخ شنید: ((ترسو!)) پسر با تعجب از پدر پرسید: ((چه خبر است؟)) پدر لبخندی زد و گفت: ((پسرم! توجه كن)) و بعد با صدای بلند فریاد زد: ((تو یك قهرمان هستی!)) صدا پاسخ داد: ((تو یك قهرمان هستی!)) پسر باز بیشتر تعجب كرد پدرش توضیح داد:((

ادامه مطلب  

قسم به شور زندگي...  

توی زندگي هیچ چیز بدتر از سكون نیست و شاید جایی خودِ آدم با خیال راحت گهواره زندگي را متوقف می كند كه دیگر تاب نخورد و روزهایش ثابت و بیرنگ فقط به جبر ساعت بگردند و بسوزند و تمام شوند. خیال كنم خسته بودم. گهواره را ایستانده بودم(داریم همچین فعلی؟!)و تویش زجر می كشیدم از گذران ساعت. روزهای وصل تابستان به پاییز را دوست نداشتم. انگار لولیدن لای رختخواب، مسخِ همه چیز بود.
یكروز یك دختری آمد. بالابلند...پر از شور زندگي. بچه اش را گذاشته بود بیاید به دا

ادامه مطلب  

و چه بي ذوق جهاني كه مرا با تو نديد  

امروز خیلی فك كردم به اینكه چرا من و تو باید سر راه هم قرار بگیریم به اینكه میتونم بدون تو زندگي كنم به اینكه یكی میتونه جای تورو برام پر كنه یا نه به اینكه این همه سختی اصلا ارزششو داره یا نه....!
اینكه من و تو سر راه هم قرار گرفتیم قطعا یه حكمتی بوده و صلاح و قسمتون توش و هیچ چیز خدا هم الكی نیست یعنی قطعا خودش میدونه چیكار داره میكنه واگرنه مارو سر راه هم قرار نمیداد
اینم كه میتونم بدون تو زندگي كنم و یكی جای تورو برام پر كنه هر چقدرم كه فكر میكن

ادامه مطلب  

پيش پاي لنگ  

قاعده ای كه در طول زندگي تا به الان به آن واقف شده ام همیشه در مورد حكایت (هرچی سنگه پیش پای لنگه) صدق میكرده است و میكند و اصولا من فهمیده ام در طول زندگي ام در مقابل یك ذره رفاه و راحتی بعدش باید دهنم به صورت فول آپش و اساسی سرویس گردد تا انگار یك جورهایی دل خدا هم خنك شود و اصلا هم این نیست كه میگویند بعداز سختی آسانی است و در واقع جمله اینگونه است كه بعد از هر آسانی سختی است و دهنت مورد عنایت خداوند قرار میگیرد این است كه كلا دلم نمیخواهد دیگر

ادامه مطلب  

توهین به پیامبر  

زندگي پیامبر (ص) از صدر اسلام مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار داشته است ؛ با اینهمه ، روایات بی‌شمار موجود در بیشتر جزئیات همداستان نیستند و به ویژه آگاهیهای ما در باب زندگي آن بزرگوار ، پیش از بعثت ، به تفصیل شرح سیرة ایشان پس از بعثت نیست . به هر حال ، آنچه از مطالعه و بررسی زندگي وی در طول 63 سال در ذهن نقش می‌بندد، بازتابی از تصویر ظهور پیامبری الهی و سرگذشت شخصیتی است كه با پشت سر نهادن دشواریهای بسیار ، بی‌هیچ خستگی و ناامیدی به اصلاح جا

ادامه مطلب  

در عجبم از زندگي  

خواهرم معتقده هر ادمی باید حداقل یك كتاب بنویسه و تفكرات و بینش و برداشت خودش رو ثبت كنه ، البته من می خوام ایده ش رو كامل تر كنم به این شكل كه از اونجا كه نمیدونیم اینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد باید هرساله چكیده ای بنویسیم و سالهای بعد كاملترش كنیم.در عجبم كه روزهای سخت گذشت و من به زندگي عادی برگشتم و در بیداری زندگي می كنم در عجبم از ترك زاناكس و زندگي بدون این ماده !دخترم برای كارهاش تهران رفته ، من و پسری هستیم و از اینكه هنوز پیشمه خوشحال

ادامه مطلب  

م.امید  

نذر کرده ام
یک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگي را باید با لذت خوردکه ضربه های روی سر را باید آرام بوسیدو بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتادیک روزی که خوشحال تر بودممی آیم و می نویسم کهاین نیز بگذردمثل همیشه که همه چیز گذشته است وآب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده استیک روزی که خوشحال تر بودمیک نقاشی از پاییز میگذارم , که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگي نیستزندگي پاییز هم می شود , رنگارنگ , از همه رنگ , بخر و ببریک روزی که خو

ادامه مطلب  

شوق می آمد ...  

 
شوق می آمد، دست در گردن حس می انداخت‌... فكر ،بازی می كرد. زندگي چیزی بود ، مثل یك بارش عید، یك چنار پر سار... زندگي در آن وقت ، صفی از نور و عروسك بود، یك بغل آزادی بود... زندگي در آن وقت ، حوض موسیقی بود... طفل ، پاورچین پاورچین‌، دور شد كم كم در كوچه سنجاقك ها...بار خود را بستم ، رفتم از شهر خیالات سبك بیرون دلم از غربت سنجاقك پر...                                                       "صدای پای آب-سهراب سپهری"
 
پ ن: دلتنگی ...
 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1