تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


خانه کوچک ما  

 
از خانه جدید با اینترنت موبایلم پست میگذارم.
خانه مان کوچک، شاد و مهربان هست. همراه با حداقل اثاث و مبلمان 
یکی از دیوار های خانه پنچره ای بزرگ هست رو به فضای سبز مجموعه مان. درخت های سر به فلک کشیده که خانه را کم نور میکند اما نه ان قدر که کسی را افسرده کند و حوضچه ها و جویبارهای کوچک و بزرگی که صدایشان زمزمه همیشگی خانه کوچک مان شده است.
این تصویر هم تیره شده چون  همین الان رو به جهت افتاب گرفتم. امیدوارم عکس های بعدی ام کیفیت بهتری داشته باش

ادامه مطلب  

اخرین روزهای این خانه  

 
بیرون هوا بارانی است. از قاب پنچره می بینم که درختان حیاط کوچک مان زیر باران غرق شده اند. این روزها، روزهای اخر ما در این خانه هست. اول ماه دیگر به خانه کوچک تر در شهری دیگر می رویم. می دانم دلم برای این خانه و حیاط کوچک و دوست داشتنی اش تنگ میشود. 
خانه را در سال ۱۹۲۵ ساخته اند یعنی چند سال بعد از جنگ جهانی اول و این خانه هنوز محکم و استوار در این شهر قدیمی باقی مانده است. خانه ای با شیروانی قهوه ای و دیوارهای سبز کم رنگ. خانه ای کوچک اما دلباز و

ادامه مطلب  

حماقت  

از سوراخ کوچک روی در طنابی آویزان است.آن را می کشم و در باز می شود.یاد خانه ی کودکی های خود می افتم.یک روز خانه ی ما هم زحمت قفل و کلید نداشت.سیم دل در را که می کشیدی در خانه باز می شد.قسمتی از حیاط خانه محل رفت و آمد همسایه ی دیوار به دیوار بود.در کوچکی خانه ی آنها را به خانه ی ما وصل کرده بود و این وصل شدنها همچنان ادامه داشت تا به کوچه ی آن سوی خانه ها می رسیدی.وارد خانه می شوم.اتاقهای گلی دورتادور حیاط با در و پنجره های فلزی خودنمایی می کند.در و پ

ادامه مطلب  

هفت اشتباه عمده و رایج در انتخاب و خرید کامپیوتر کوچک  

هفت اشتباه مهم و البته رایج در خرید کامپیوتر کوچک|Small Computer| و فروش کامپیوتر کوچک ...و موضوعاتی نظیر قیمت کامپیوتر کوچک، اینکه کامپیوتر کوچک چیست، و انواع: کامپیوتر کوچک ارزان، کامپیوتر کوچک جیبی، کامپیوتر کوچک قابل حمل مانند: کامپیوتر کوچک intel، کامپیوتر کوچک اندروید، کامپیوتر کوچک ایسوس، کامپیوتر کوچک اینتل و نیز  کیس کامپیوتر کوچک وجود دارد که در این مقاله به آن ها می پردازم.
بقیه در ادامه مطلب....

ادامه مطلب  

ای خانه که میروی به سویش  

خانه های دیگر را نمیدانم اما همین دیشب زمستان به خانه ی ما حمله کرد و اصلا فکر نکرد که هنوز مهرماه است وبرای این کارها خیلی زود است در هر حال  ما اولین بخاری زندگی مان را روشن کردیم.چند سالي میشد که در خانه ای بودم که پکیج داشت و از صدای گز گز کتری روی بخاری و هور هور سوختن گاز توی بخاری خبری نبود اما حالا هر دوتاش را توی خانه داریم..از ترسمان هم گلدانهارا آورده ایم و توی سالن گذاشته ایم تا سرما نخورند..گلدان تربچه هایی که کاشته ام اما هنوز توی ت

ادامه مطلب  

سئوایران|سئو ایران|سئو ایرانی  

سئو ايران نامی است که ممکن است سئوکاران غیر حرفه ای بکار ببرند اصولا سئو ايران در مقررات بهینه سازی جستجو وجود ندارد سئو عبارتست از قوانین و مقرراتی و تکنیک هایی که رعایت آن باعث ارتقای سایت در صفحات اول موتورهای جستجو میگردد
سئو ايران,دانلود سئو ايران,دانلود برنامه سئو ايران,دانلود نسخه جدید  سئو ايران,دانلود برنامه ی سئو ايران,دانلود برنامه جدید سئو ايران,دانلود نسخه جدید  سئو ايران,دانلود نسخه جدید برنامه  سئو ايران,برنامه توپ سئو ایر

ادامه مطلب  

 

برای من شبیه پرده خانه اش بود، مرتب،  دست نخورده و مد روز . اولین بار که فهمیدم در عرض پنج سال فقط یک بار پرده را شسته شده، به گرد وخاک لا به لای چین ها ی مرتب پرده و گرد خاکی که چیزهای به ظاهر مرتب در پس و پشت شان دارند فکر کردم. در خانه اش اگر از گرما تلف هم می شدیم  پرده کنار نمی رفت و او همچنان از مقاله هایی که به تازگی خوانده بود می گفت. بدم نمی آمد هر از گاه  کنارش که می نشینم درباره پرده حرف بزنم.  درباره پرده ساده خانه خودم که سالي دو سه بار ش

ادامه مطلب  

۱۰ جادوی لیمو ترش در خانه‌داری  

لیمو ترش یکی از خوشمزه‌ترین و پرکاربردترین چاشنی‌ها در آشپزخانه است. ولی به چثه کوچک زرد رنگش نگاه نکنید، می‌توانید کارهای زیادی را به او بسپارید و آن را به اجزای فعال در خانه تبدیل کنید. یکی از ویژگی‌های مهم لیمو این است که ابزار بسیار خوبی برای تمیز کردن در فضای داخلی منزل شماست. در ادامه این مطلب را به نقل از چیدانه بخوانید.

ادامه مطلب  

{و لابد عنوانی در کار نیست}  

تنها سفر میکرد به خانه .. زل زده بود به پنجره ی بزرگ قطار با آن تصاویر طبیعی فول اچ دی اش صدای خانوم پیر اصفهانی بغل دستی اش را که میشنید با خودش میگفت اصفهانی ها شیرین ترینند و نمیتوانست دل بکند از اهنگی که امروز صبح به او پیشنهاد شده بود راستی ، دلش نمیدانست چه میخواهد ؟ تهران بزرگ که الودگی اش نفس میبرید را یا کرمان کوچک خودمانی اش که لابد هوایش نفس گیر دلتنگی هایی بود که چشم انتظارش بودند. یادش می آمد دیروزِدلگیرش را که گفته بود مینشیند تو

ادامه مطلب  

{و لابد عنوانی در کار نیست}  

تنها سفر میکرد به خانه .. زل زده بود به پنجره ی بزرگ قطار با آن تصاویر طبیعی فول اچ دی اش صدای خانوم پیر اصفهانی بغل دستی اش را که میشنید با خودش میگفت اصفهانی ها شیرین ترینند و نمیتوانست دل بکند از اهنگی که امروز صبح به او پیشنهاد شده بود راستی ، دلش نمیدانست چه میخواهد ؟ تهران بزرگ که الودگی اش نفس میبرید را یا کرمان کوچک خودمانی اش که لابد هوایش نفس گیر دلتنگی هایی بود که چشم انتظارش بودند. یادش می آمد دیروزِدلگیرش را که گفته بود مینشیند تو

ادامه مطلب  

 

حالا تو هى قهر كن وبه خانه ات سر نزن هى راه براه از كوچه هاى دیگر بروقدمهایت رادر خیابانهاى خیس و كهنه جا بذارنگاهت را گرد خانه هاى همسایه بگردانهمان همسایه قدیمى را مى گویمهمسایه اگر دلش با تو بوددل به دلبرى نمیداد ...عزیزم چراغ خانه ات همیشه روشن استتو خود صاحب خانه اىباور كنهیچ كجا خانه خودت نخواهد شد
 

ادامه مطلب  

منِ تو...  

من پری دریایی تو هستم.سه روز است منتظرم خودم را انداخته ام توی توربین ماهی های نقره ای کوچکاینجا برایم خیلی کوچک است اما به خانه ات که برویمعروست که بشومهمه چیز خوب خواهد شد
میدانم...
"نیلوفر لاری پور"
+چرا بین این همه پروفیل فلزی و تیر بار گذاری شده و دیاگرامِ برش و لنگر و گشتاور اول و دوم و مرکز سطح و شعاع ژیراسیون و نمودار تنش کرنش و .... بازم باید دلم بخواد یه کاغذ بردارم و خط خطی کنم...
+چرا این شاهتوت رو بروییه اینجوری دلبری میکنه برام ...
+کاش ا

ادامه مطلب  

ايران  

با هر نگاه بر آسمان این خاک  هزار بوسه می زنم
نفسم را از رود سپید تا آسمان خزر
و خلیج همیشگی فارس می گیرم.
من نگاهم از تنب کوچک وبزرگ و ابوموسی نور می گیرد.
من عشقم را در کوه سرخس و خرمشهر
به زبان مادری فریاد می زنم.
تفنگم در دست و سرودم بر لب 
همه ايران را می بوسم.

ادامه مطلب  

بازگشت به داستان  

گوجه ی کوچک را از توی پلاستیک در می آورد؛ نگاهش میکند، سرخ سرخ نیست. و بعد؛ چشمانش را میبندد و بو میکند. بوی ترش دارد. عضلات صورتش کشیده میشوند و لبخندی شکل می گیرد. -گوجه ی واقعی است؛ از سر زمین خریدم.صدایش آرام تر میشود. - یک همه راه پیاده رفتم. شیر آب که باز می شود، گوجه ها توی سینک ؛ بالا و پایین می روند. مقنعه اش را پرت میکند توی اتاق و با دستان خیس موهایش را جمع میکند. در یخچال را باز ؛می کند؛ دو تا بادنجان؛ دو تا کدو؛ هویج و چند تکه کلم.  _پری

ادامه مطلب  

تو فکر یک سقفم !  

نقاشی سال ها پیشم را که دهکده / شهری را کشیده بودم با خانه های فراوان نشانت داده باشم و پرسیده باشم : « به نظرت کدومشون خونه ی منه ؟ » نگاه کرده باشی طولانی ، تمام خانه های کوچک و بزرگ و کوتاه و بلند را با پنجره ها و آنتن های تلویزیون و اینها ، بعد امیدوارانه یکی شان را انتخاب کرده باشی و من الکی اخم کرده باشم و گفته باشم : « نخخخخیرم ! این کوچولوئه که جدا از بقیه س وسط این همه درخت خونه ی منه ! » و تو گفته باشی : « قبول نیست ! من اصلن اونو به حساب نیاور

ادامه مطلب  

برای تنها نگینم ...!  

در خانه ی کوچک ما امید جوانه می دهد پرستوها خبر می دهند که در باغچه ی کوچک ما گل های شقایق که نشان از عشق دارند باز شدند شبنم اشک شوق اش را روی گلبرگها می ریزد بلبلان مست از برای تو میخوانند جویبارها از برای تو جاری میشوند من عشق تورا همچو سرمه به چشم میکشم
که از مزگان به چشم نزدیکتر باشند
ای تنها نگین ام
عشق تورا فریاد خواهم زد
و تا بینهایت خواهم گفت
تورا از جان بیشتر دوست خواهم داشت
در اسمان عشق ام
ن کنار نو عروس ماه تنها ستاره ام توایی تو میبر

ادامه مطلب  

 

عروسکش را وسط باغچه حیاط خانه چال کرد و با یک بیلچه کوچک روی آن خاک ریخته بود اما چند ساعت بعد دلتنگ عروسکش شده بود با همان بیلچه عروسک را درآورده بود...نوشتن در وبلاگی  که  مرده است مثل نبش قبر است اما خاطرات آن برای من عزیز است

ادامه مطلب  

For Elise  

 
دست چپش را نگاه کرد.تا بند دوم از انگشت کوچکش جلوی پایش افتاده بود.نگاهش کرد.. و کفشش را روی آن گذاشت.زیر پایش پودر شد.
به خانه رفت و وسایلش را جمع کرد.
...
دو روز است چند کارتن روبروی آپارتمان کناری ست.و هیچکس سراغشان نمی آید.هیچ نشانی از صاحبشان نیست.فقط روی یک یکشان کمرنگ نوشته شده:"شکستنی"
...
پس از یک هفته تصمیم گرفتند کارتن ها را باز کنند بلکه نشانی از صاحبشان بیابند . بازشان کردند .بین یک عالم صدف ،یک جفت دست که انگشت کوچک یکیش نبود، یک جفت پا

ادامه مطلب  

أسباب كشي ميكنيم  

 
 
حنایی را راضی کردم که خانه فعلی مان را نفروشد. راضی اش کردم که خانه را اجاره دهد. با کمی دلیل و منطق قبول کرد و راضی شد. قرار بر این شده که هفته دیگر از این خانه به اپارتمان قبلی من اسباب کشی کنیم. اپارتمانی یک اتاق خوابه که تنها ده دقیقه با خانه مادرم فاصله دارد و از لحاظ مکانی بسیاز نزدیک به مرکز شهر هست. 
این روزها هم سرم شلوغ هست و هم نیست. هزاران کار هست که باید انجام بدهم. اما انگار قرار نیست که این اتفاق بیفتد. ده عدد کارتون که باید با کتا

ادامه مطلب  

خانه ای به لطافت و مهربانی یک رویا  

دیروز رفتم خانه آیت الله گلپایگانی.
 خیلی شبیه خانه مادربزرگم بود. انقد که دلم برای مادر بزرگ تنگ شد.
 خانه قدیمی هنوز سرپا بود. هنوز بالشت های گرد روی هم چیده شده بود و عمامه سیاه آقا روی آن بود. سجاده اش پهن بود.
 خانه مهربانی داشت.
 فرشها دست باف پشم.
خانه ای بزرگ و درندشت اما حیاطش نقلی بود.
 خانه ای با اندرونی و بیرونی.
 هرکس میخواهد برود خانه قدیمی ببیند برود آنجا.
منکه بیشتر ا خانه های قدیمی کاشان از دیدن این خانه  ذوق کردم.
 خانه زیبا بود.

ادامه مطلب  

ملانصرالدین و دیگ  

داستان کوتاه:می گویند ملانصرالدین از همسایه اش دیگی را قرض گرفت . چند روز  بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد. وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را  پرسید ملا گفت دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد. @dastan_kootahچند روز بعد  ، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایه خوش خیال  این  بار دیگی بزرگتر به ملا دادبه این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود. تا مدتی  از  ملا نصرالدین خبری نشد . همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را  گرفت.  

ادامه مطلب  

...  

 
نمیدانم چرا...ولی هیچ وقت از این همه شلوغی و بدوبدوی الكی قبل عید و مهمان بازی ها و مودب نشستن های جلو فامیل سالي یبار عید اصلا خوشم نیامد،همه تا لحظه اخر تا جان در بدن دارند می دواند و میشورند و میسابند و خرید میكنن،بعد یك لحظه،بااامب،توپ كه به صدا در امد و حول حالنا و روبوسی و عیدی گرفتن و عكس و لبخند و...همه چیز به حالت كسل كننده قبلش بر میگردد،حتی بدتر از قبل،حال بد قبلی مال پارسال بود و هر چه بود داشت تمام میشد و خیلی نمیشد بهش گیر داد،اما

ادامه مطلب  

کاش...  

همه خواب بودند، آهسته از خواب برخاست و بدون سر و صدا آماده رفتن شدرو به روی آینه ایستادبا دست های کوچکش مو هایش را مرتب کرد و با کشی صورتی بست.هوای بیرون سرد بود،پالتو کوچک قهوه ای رنگ ضخیمش را برتن کرد،کلاهی از بافتنی آبی بر سر کرد،قبل از رفتن یکبار دیگر مادر و خواهر کوچولویش را نگاه کرد،چقدر که ناز و بامزه و زیبا بود،خواهرش را آرام بوسید.از آنها دور شد،چکمه های کرم رنگش را پوشید و آماده از خانه بیرون رفتن شد.دل شیر داشت،در آن روز ها حتی مرد

ادامه مطلب  

مروری کوتاه بر تاریخچه گروه داستان خانه فرهنگ گیلان / نرگس مقدسیان  

گویا یکی ازروزهای آغاز زمستان 79 بود که بعد ازآنکه آقای خانجانی پیشنهادی زیر لب زمزمه کرد، طرح آن جدی گرفته شد وبا همدلی وهمپایی دوستان پاگرفت و ادامه یافت. شاید روزهای اول این نشست فکر نمی کردند که دامنه این هم نشینی ها تا پاییز81 بپاید.غروب های چهارشنبه-یک هفته در میان- از اتاق کوچکی دریک موسسه آغاز کردند.با چای وشیرینی وداستان .در آغاز هفت نفر بودند حضورمجید دانش آراسته، پیر سرخوش گیلان بیشترین دلگرمی شان بود .خواندند وشنیدندو نقد کردند.چن

ادامه مطلب  

تو حوض خونه ی ما ماهی های رنگارنگ...  

مساله این است که من کم تحمل و بی حوصله شده ام. این را باید به بهنام می گفتم. وقتی او ساعت ها می نشیند پای پنجره آشپزخانه و عصاره کوکنار دود می کند و اعتماد به نفسی می گیرد که می خواهد کوه را جا به جا کند و می گوید که باید از بانک بزند بیرون و برای خودش کار دیگری دست و پا کند، باید به اش بگویم که این راه اش نیست. اما واقعا راه اش چیست؟ من جوابی برای سؤال های ریز و درشت او ندارم. جوابی برای هیچ سؤالی ندارم. برای همین وقتی پسرک ام با انگشت های باریک و کو

ادامه مطلب  

98  

آمار تکان‌دهنده از وقت‌گذرانی مردم ايران
 آمار نشان می‌دهد بیش از ٥٠ درصد زمان مردم صرف فعالیت و نگهداری‌های شخصی می‌شود. برای رفع این معضل باید قبل از هر چیز سبك زندگی مردم را مورد بازبینی قرار داد، زیرا چنین سهمی پیامدهای ناگواری در آینده خواهد داشت. » این را احسان شریفی، قائم مقام معاونت توسعه شهرداری تهران به «اعتماد» می‌گوید. به گفته او متاسفانه كنار این مساله، سهم توسعه فردی در كشور بسیار ناچیز است؛ تا حدی كه می‌توان آن را صفر مح

ادامه مطلب  

بازی!  

یک مرد میان دو زن 
یا 
یک زن در میان دو مرد
 
این دو تصویر  کوچک ،.نیمی از مردم را ساعت ها پای شبکه جم می نشاند!!!!!
فقط همین دو تصویر کوچک که در تبلیغات تمامی فیلم ها تکرار می شود...
 
 
بعدا نوشت : me before you رو دیدین؟ اگه ندیدین ببینین :)

ادامه مطلب  

برچسب دیگران رو روی خودتون نصب نکنید...  

روزی ادیسون به خانه بازگشت یادداشتی به مادرش داد، گفت :
این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند، مادر در حالی که اشک در چشمان داشت برای کودکش خواند:"فرزند شما یک نابغه است و این مدرسه برای او کوچک است آموزش او را خود بر عهده بگیرید" سالها گذشت مادرش درگذشت. روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه خانه خاطراتش را مرور میکرد برگه ای در میان شکاف دیوار او را کنجکاو کرد آن را در آورده و خواند، نوشته بود:کودک شما کودن است از فردا او را ب

ادامه مطلب  

 

سفر رفته ای... سفر رفته ای و من گوش جان سپرده ام به خاطرات قشنگمان در این مدت کوتاه اشنایی... امروز شد ۶ماه,۶ماه از روز اول اشنایی میگذرد و من هنوز لحظه ی ورودت به خانه را یاد دارم به همین واضحی و روشنی...تو امدی و عوض شد,زیر و رو شد...لبخندت شد تمام دنیای کوچک من... مهربان ترینم,بهترینم دل عجیب تمنای وجودت را میکند... با شوق به انتظارت نشسته ام...

ادامه مطلب  

پیراهنت خانه ی پدری من است.../*  

 
ببین چه خانه خرابم!! چهارخانه بپوش...
بگو اجاره ی یک خانه از تو روزی چند...؟
نرگس میرفیضى
 
 
 پیراهن کهنه ات را دور نینداز!
من توی همان چهارخانه های ریز نفس کشیدم...
گریه کردم،
خندیدم...
من همان جا بزرگ شدم!!!
پیراهنت خانه ی پدری من است!

ادامه مطلب  

دومین نشست انجمن مشاوران مدیریت ایران  

دومین نشست  انجمن مشاوران مدیریت  در هتل استقلال اوین با حضور هیِت مدیره و اعضای انجمن برگزار شد. در این جلسه دو نیم ساعته مسایل و مشکلات صنایع کوچک بررسی گردید.اقای اولیایی رییس انجمن و مدیر سازمان صنایع کوچک و تنی چند از مقامات به راههای تبدیل انجمن به یک انجمن فعال و کار امدتصمیماتی گرفتند .

ادامه مطلب  

 

بازباران باترانه میخوردبربام خانه،
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟ پس چه شددیگر کجارفت؟ خاطرات خوب و رنگین؟
در دل ما آرزوهاست.. کودک خوشحال دیروز،
غرق درغمهای امروز.. یاد باران رفته ازیاد، آرزوها رفته برباد

ادامه مطلب  

پرواز بی‌هدف  

گوینده اخبار مطلبی می‌خواند در مورد کشف جدید جانورشناسان. ظاهراً این دانشمندان موفق به شناسایی نوعی پرنده کوچکشده‌اند (گوینده لغت کوچک را با تأکید می‌خواند ولی نمی‌دانم منظورش چقدر کوچک است!) که ده ماه از سال را بی‌وقفه پرواز می‌کند! بدن این پرنده طوری طراحی‌شده که می‌تواند در حالت پرواز بخوابد. دو ماه در سال را در اروپا می‌ماند و بعد دوباره پرواز خود را به سمت آفریقا آغاز می‌کند و دوباره دو ماه استراحت و دوباره پرواز و دوباره اروپا

ادامه مطلب  

کلبه کوچک قلبم...  

کلبه کوچک قلبم تاابدخانه ی توست
اشک من هرشب درخلوت  خویش بهانه ی توست
دل من کنارجمع گرچه که بی احساس است
ولی تاتودردل هستی خوارودیوانه ی توست
مانمی دانیم که فرداچیست درتقدیرمان
ولی امروزپناهگاه سرم شانه ی توست
فکرمن شایدهزاران خانه پرواز کند
کلبه ی قلبم ولی خانه وکاشانه ی توست.....
 

ادامه مطلب  

جایی در قلب درخت ( خانه ی درختی)  

 
بیشتر شبیه یک رویاست: شب را در دل جنگل و در بالای یک درخت بلند بگذرانی. ساختن خانه‌های درختی، یکی از جذاب‌ترین سرگرمی‌های هنرمندان معمار بوده است.        
               
در بعضی از کشورهای جهان  بالای درختان چندصدساله خانه‌های چوبی ساخته می‌شود. اصلی که در همه این خانه‌ها رعایت می‌شود این است که صدمه‌ای به درخت وارد نشود. چون  درخت، قلب تپنده این خانه‌های عجیب و غریب است.
 
  بقیه در ادامه ی مطلب
 

ادامه مطلب  

 

دنیایی که در آن
 
حتی فقط یک گل ضعیف کوچک
قادر است سنگی را بترکاند
و بیرون بیاید،
تا تن به تیمار
نسیم و باران و آفتاب
بسپارد،
معبد مقدسی است...
 
ما از آن گل کوچک ضعیف‌تر
نیستیم؛
ما بزرگ و مقدسیم،
زیرا حقیقتی غیر قابل انکار
داریم...
احمد شاملو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1